شهید مطهری افشاگر توطئه تاویل "ظاهر" دیانت به "بطن" الحاد و مادیت بضمیمه نقدی از استاد شهید بر "اسلام شناسی" دکتر شریعتی صفحه 311
البته برای چنین بررسی ای، توده ای از گفته ها و نوشته های حزب توده در دست است، اما تجزیه و تحلیل تک تک آنها، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. بنابراین، ما از میان تمام این نوشته ها، دوره هفتم روزنامه «مردم» را ملاک بحث و انتقاد قرار می دهیم، زیرا «مردم» به عنوان ارگان مرکزی حزب، طبیعتاً منعکس کننده دیدگاه ها و سیاست های رهبری حزب است و قاعدتاً مواضع و مقالات آن، حساب شده تر و دقیق تر است.
بحث خود را بر سه مورد اصلی و تصمیم گیرنده متمرکز می کنیم: اولاً مسأله عضویت افراد مذهبی در حزب، ثانیاً مسأله ایدئولوژی غیرمذهبی حزب و ثالثاً مسأله رابطه (؟) مارکسیسم و اسلام.
الف _ حزب توده و عضویت افراد مذهبی
برای حزب واقعی طبقه کارگر، که رسالت رهبری تغییر انقلابی و بنیادی جامعه را وظیفه خود می داند، مسأله ایدئولوژی و انسجام ایدئولوژیک حزب از اهمیت سیاسی بسیاری برخوردار است. یکی از تفاوتهای مهم احزاب بورژوائی با احزاب پرولتری در این است که احزاب پرولتری به اصول عقیدتی و ایدئولوژی خود وفا دارند و به خاطر منافع کوتاه مدت یا بند و بست های سیاسی، ایدئولوژی را قربانی نمی کنند. بعبارت دیگر به هیچ سازش ایدئولوژیک تن در نمی دهند. در صورتیکه احزاب بورژوائی چنین نیستند و مساله ایدئولوژی برای آنها از این زاویه مطرح نمی گردد. برای آنها همین بس که این یا آن ایدئولوژی بتواند عده را دنبال آنها بکشد و در ناآگاهی باقی بگذارد، و این ناآگاهی بتواند به عامل اجرای سیاست های آنها تبدیل شود. به این منظور، احزاب بورژوائی حتی گاه ظاهر مارکسیستی